دعوت از همه وبلاگ نويسان و اهالی دنيای مجازی

برای چند لحظه احساست را به من بده

عمو بغل ....

داشتم از نور سبزی که روی بابک افتاده بود و مجبور بودم که iso دوربین رو بالا ببرم حرس می خوردم که دیدم یه چیزی به پام چسبید.چشمم رو از روی ویزور دوربین برداشتم . وقتی پاهامو که دیدم یک بچه ۴ ساله رو دیدم که محکم به پام چسبیده.نگاش کردم ....

با نگاهی که معصومیت در اون موج می زد و با صدای لرزونش بهم گفت :

عمو بغل!

سانسور .....( به خاطر حالتی که به من دست داد در آن لحظه)

حامد با دیدن این لحظه خودشو به من رسو ند و بچه رو از بغل من جدا کرد ...

DSCF0136.JPG

ای کاش من در این مراسم فقط یک مهمان بودم

جشن شکوفه های مهر

DSCF0224.JPG

خیلی زود دیر میشه

تو هم میتونی یتیم نوازی کنی

قرار وبلاگی برای دوستان : چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۸۶ شیرخوارگاه آمنه

آدرس : تهران خیابان ولی عصر بالاتر از میدان ونک  شیرخوارگاه آمنه

ساعت ۱۹:۳۰الی۲۱:۳۰

توجه: این جشن نیازی به کارت دعوت وهمچنین محدودیت مکانی ندارد

تلفن هماهنگی:۰۹۳۵۹۸۳۸۱۸۲ بهزاد قلی زاده

/ 8 نظر / 23 بازدید
هيروديا

از این پستت خوشم اومد! . در ضمن توفیقی بوده که فقط مهمان نباشی! روزهایت به سپیدی گل مریم و شب هایت به روشنی مهتاب باد.

نازنین

غروب نگاه می کرد و چشمانت را نقاشی تو آسوده بودی و من باد خاطرات را می برد و تو همچنان بر نگاهی خمیده دستانت تا اعماق فکر فرو رفته بودند و بر جرقه ای انتظار می کشیدند رعدها از پی هم آمدند و گذشتند و تو هنوز انتظاری را قدم می زدی بر ساحلی که آب جای پای اندیشه ها را می شست و من لی لی کنان انتظار خنده ای را که از لبهایت بربایم آب به ساحل و ساحل به من گفت بازی کودکانه ای بود نه

سارا

سلام سلام خوبییییییییییییی؟ من اپ کردم یه موضوع خوبهههههههههه بیا و حتما نظر بده

لنی

سلام.....چشم من حتما ميگم....ولی اميدوارم اين ديدارها دوباره تکرار بشن تا منم بتونم بيام....چون من الان مسافرتمخيلی دوست داشتم بودم و منم ميومدم

رويا

سلام خيلی دوست داشتم بيام....... ولی متاسفانه نشد...... اين روزها همش درگير دانشگاه هستم...